ابوحَنیفه اسکافی به روایت ابوالفضل بیهقی

به گزارش وبلاگ عالی، ابوحنیفه اسکافی، شاعر، ادیب، فقیه و مدرس سده پنجم هجری است.

ابوحَنیفه اسکافی به روایت ابوالفضل بیهقی

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری وبلاگ عالیـ بارها شنیده ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل کوشش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن ها پیش خشت به خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه چینی از این خرمن دانش و فرهنگ،از جلد اول کتاب تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران تألیف دکتر علی اکبر ولایتی که به سال 1392 در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده ایم.

ابوحنیفه اسکافی، شاعر، ادیب، فقیه و مدرس سده پنجم هجری است.

منابع موجود اطلاعات اندک و متناقضی از ابوحنیفه دارند. تنها منبعی که می توان به آن استناد کرد تاریخ بیهقی است زیرا بیهقی با ابوحنیفه ارتباط داشت و از او خواست که قصیده ای در مرگ سلطان محمود و جلوس محمد و قدرت یابی مسعود بسراید. ابوحنیفه نیز پذیرفت و قصیده ای در توجیه شکست سلطان مسعود از سلجوقیان در نزدیکی مرو (431ق/1040م) سرود. بیهقی در کتاب خود گفته است که ابوحنیفه فضائل بسیار دارد و کمترین فضل وی شاعری است.

او در شهر غزنین به تدریس رایگان طلاب جوان پرداخت. به نوشته بیهقی اگر فرصتی و احوالی پیش آید، ابوحنیفه می تواند در سخن، موی به دو نیم شکافد و دست بسیار کس در خاک مالد. ابوحنیفه در 451ق وارد دربار غزنویان شد؛ ابراهیم بن مسعود در زندان با آثار ابوحنیفه آشنا شده بود و وقتی از زندان خلاص شد وی را به دربار خود فراخواند. ابوحنیفه هم دعوت سلطان را پذیرفت و در ابتدا چند قصیده برای او سرود که توجه وی را برانگیخت. سلطان او را شه شغل اشراف (نظارت) شهر تَرْنَک در ناحیه بُست گماست. او این شغل را حتی پس از ابراهیم 492ق در زمان حکومت پسرش، مسعود بر عهده داشت. سنایی غزنوی در منظومه کارنامه بلخ که در دوره مسعود بن ابراهیم سروده، به شغلِ اشراف ابوحنیفه اشاره نموده است.

بعضی از مورخان گفته اند که ابوحنیفه شاعر دربار مسعود بن محمد غزنوی بوده است، اما این گفته اشتباه است. به گفته بیهقی، ابوحنیفه در زمان مسعود بن محمودنمی زیسته و سال ها پس از مرگ وی دوران جوانی را گذرانده و فقط با دربار مسعود بن ابراهیم، نوه مسعود بن محمود ارتباط داشته است. بسیاری از تذکره نویسان از جمله اوحدی و راهنمایی، ابوحنیفه اسکافی را با دو ابوحنیفه دیگر که ظاهراً هر دو ادیب و شاعر بودند، اشتباه گرفته و احوال وبلاگ عالین را در هم آمیخته اند که به علت شباهت اسمی و هم زمانی این سه اسکافی چنین اشتباهی اتفاق افتاده است.

یکی از این سه، ابوالقاسم علی بن محمد اسکافی (متوفی 343ق) صاحب دیوان رسائل نوح بن نصر و عبدالملک بن نوح سامانی بوده است و دیگر یابوحنیفه اسکاف، از شاگردان ابونصر فارابی که در زمان سلطان سنجر سلجوقی (حدود 511-552ق) شعر می سروده است.

ابوحنیفه اسکافی تألیفات و دیوان اشعاری داشته اما امروزه آنچه به دست ما رسیده تنها چند قصیده است که بیهقی آنها را در کتاب خود آورده است.

4104/

منبع: خبرگزاری دانشگاه آزاد آنا

به "ابوحَنیفه اسکافی به روایت ابوالفضل بیهقی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ابوحَنیفه اسکافی به روایت ابوالفضل بیهقی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید